جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

اشتباه لپی

عصر جمعه ای از روی بیکاری و بیماری و با باران شدیدی که در گرفته بود نشستیم و فیلم تلویزیونی شبکۀ سومی "اشتباه لپی" که در عین کوچه بازاری بودن آمیخته به طنزی لطیف بود را تماشا کردیم ...  خنده دار بود و ما هم خوشمان  آمد . بالاخره یه جوری باید اوقاتمان را تلف کنیم دیگه ! دروغ چرا البته انگشت اشاره خوبی بسوی سوء تفاهم در زندگی روزمره گی خانواده ها گرفته بود .
داستانش از اینجا شروع میشد که : آقای صولت ،صاحب یک شرکت بزرگ بازرگانی است که درگیر یک موضوع آدم ربایی میشود.آدم ربایان به اشتباه  فردی شبیه به صولت  را ربوده و این شروع ماجرایی خانوادگی ،سوء تفاهم و موقعیت های شیرین را به دنبال دارد ...

کارگردان : بهادر اسدی - بازیگران :  رحیم نوروزی ، حسین توشه ،زهره حمیدی، سولمازآقمقانی، مهرداد نیک نام ، حامد وحید، مجید شهریاری ، مختار مرادی  و ...

جادوگر شهر اوز _ ویکتور فلمینگ

مُخ آدمی شریف است بجان آدمیت !





مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پُر از پوشاله !
دوروتی: اگه مغز نداری پس چه جوری حرف ميزنی ؟
مترسک : نميدونم... ولی خيلی از آدمها هم هستن که بدون مغز يه عالمه حرف ميزنن!


The Wizard of Oz _ Victor Fleming _ 1939


از ص ف.ب بهترین فیلمهای دنیا


چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

مگنتوتراپی / دارد پایمان راست و ریس میشود

 شاید به درد کسی بخورد روزی
 قصدم از انتشار این مقال اینست که بنده زمین خوردۀ زلزله آذربایجان هستم ! و به زمین خورده ها و زمین گیرها ، حالا با هر  نوع بیماری ارزش قائلم
داستان از این قرار بود که : شبی از شبها ، بعد از چند زلزله و زمین لرزه ( در چند ماه زلزله ای که تجربه اش را داشتیم ) زلزله ای حقیر را که در خاب ناز بودم نصف شبی واداشت تا پا به فرار بگذارم از زیر آوار ِ خانه  ... زمین خوردم  و دو انگشت دست راستم در رفت و مقدار متنابهی از باسن! این جناب آسیب دید . آن دو انگشت جا انداخته شد و بزرگان فرمودند که : لگن خاصره ات مشکلی نخاهد داشت و بمرور زمان آسیب دیده گی اش ترمیم خاهد شد ... ما هم که آدم ِ حرف گوش کن 
مدتی که از این ماجرا گذشت ملاحظه فرمودیم راه رفتنمان مواجه با اشکال دارد میشود . با انواع و اقسام دکترا بهمچنین آزمایشات و عکسای رنگی و سیاه سفید مواجه شدیم از کَپَل و ران و مان مان!
زیاد منتج به نتیجه نشد که دوستی آدرس دکتری دیگر گونه داد ... رفتیم پی اش . فرادرمان نبود .اما قال و قیل خودش را داشت ، دارد !
دروغ چرا ! دارد پایمان راست و ریس میشود.

شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

از سختی ها !

سخت است ... یعنی خیلی سخت است که بفهمی ایراد و مشکلت چیست و نتوانی رفع اش کنی .

پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

ناخدا



- ناخدا، از دريا چه دانستی؟
- که در ميانه‌‌اش هر انتظاری جان ‌بازد.
از وبلاگ : میرزا پیکوفسکی


داروهای خوراکی، برگ جدید در پرونده درمان بیماری ام اس

داروهای خوراکی، برگ جدید در پرونده درمان بیماری ام اس – دکتر علیرضا میناگر
خبرهایی که مربوط به بیماران ام اس هست، در مجموع خبرهای خوبی است چرا که نسبت به سال گذشته پیشرفت‌های بسیاری رخ داده هم در زمینه روشن‌تر شدن مکانیسم ایجاد بیماری و هم در زمینه درمان‌های بهتر. در حال حاضر بسیاری از درمان‌هایی که برای این بیماری وجود دارد به صورت زیرجلدی درون عضله یا درون ورید تزریق می‌شوند که هر کدام عوارض خود را دارند و خیلی از بیماران از این مسئله تزریق‌های مداوم ناراضی هستند که یک مسئله روانی و قابل درک است و باید به آنها حق داد.
حالا دو داروی خوراکی وجود دارند به نام­های جیلنیا و آباجیو که دومی به تازگی مجوز مصرف کسب کرده است. این دو دارو از جمله افق‌های تازه پیش روی مبتلایان به ام اس هستند، داروهایی که مصرف آنها آسان­تر است و چون خوراکی هستند دیگر آن ترس و وحشت تزریق را به همراه ندارند و البته عوارض مربوط به خود را دارند و باید با احتیاط مصرف شوند. اما واقعیت این است که هر روز، هر ماه و هر سال در سرتاسر جهان گام­های جدیدی برای مبارزه با این بیماری برداشته می­شود و این مسیر از طریق یافتن درمان­های بهتر طی می­شود. هنوز راه زیادی تا علاج قطعی این بیماری پیش رو داریم اما دیر نیست روزی که درمان قطعی هم پیدا شود. در حال حاضر باید به یاد داشته باشیم که وضعیت مبتلایان به ام اس رو به بهبود است، اگر به ده سال گذشته نگاه کنیم این اغییر وضعیت را به صورت محسوس می‌بینیم و مطمئن­تر می‌شویم که در سال­های آینده پیشرفت­های دیگری هم حاصل می­شوند.
داروهای خوراکی از آنجایی که به تازگی معرفی شده­اند هنوز در سرتاسر جهان به اندازه درمان­های قبلی شناخته شده نیستند و اطلاعاتی که ما در مورد این بیماری داریم بر پایه تحقیقات و دستاوردهای سه تا پنج ساله گذشته است در حالی که داروهای تزریقی با یک پشتوانه ۱۵ تا ۲۰ ساله تجویز می­­شوند و ما می­دانیم که حتی اگر کسی باردار باشد و این تزریق­ها را انجام دهد چه اتفاقاتی رخ می­دهد و داروهای جدید هنوز این پشتوانه را ندارند، بنابراین مصرف این داروها باید با احتیاط فراوان و تفکر منطقی انجام شود، پزشک باید به دقت تشخیص دهد که آیا بیمارش کاندیدای خوبی برای دریافت این نوع درمان هست یا خیر و به همین منظور یک سری دستورالعمل­هایی وجود دارد که در نشست­ها و کنگره­های علمی مانند کنگره­ای که در آبان ماه در تهران برگزار شد، ارائه می­شوند و امیدواریم که این اطلاعات در اختیار نورولوژیست­های کشورمان هم قرار بگیرند تا با دقت و آگاهی در مورد جامعه ام اس ایران به کار برده شوند تا میزان عوارض به حداقل برسد. البته این داروها از آنجایی که به تازگی در ایران معرفی شده­اند نسبت به کشوری مثل آمریکا بسیار کمتر تجویز و مصرف می­شوند اما معتقدم که به مرور زمان تعداد بیمارانی که از طریق مصرف داروهای خوراکی درمان می­شوند بالاتر خواهد رفت، به تدریج که شناخت پزشکان بیشتر شود و وحشت­شان از تجویز داروهای جدید از بین برود و در شناخت و تجویز این قبیل روش­های درمانی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند، راحت­تر و منطقی­تر از این راه­ها نیز استفاده می­کنند.
تنها مسئله­ای که باید خطاب به مبتلایان به ام اس بگویم این است که نگرانی­ها، ترس­ها و ملاحظاتی که نسبت به آزمایش راه­های مختلف و جدید درمان در آنها هست یک امر کاملا طبیعی است و در همه جا به همین ترتیب است. امیدها و ناامیدی­ها برای همه وجود دارد و بیماری حد و مرز ندارد و در همه جا می­توان این کنجکاوی همراه با کمی دلنگرانی نسبت به درمان بیماری­هایی چون ام است را دید. تلاش ما به عنوان پزشک در هر جای جهان این است که در مرحله اول بیماران را تسکین دهیم و به لحاظ روانی و ذهنی آنها را آماده کنیم تا ترس­شان را از پروسه درمان کنار بگذارند و نبرد با بیماری را هر چه سریع­تر و موثرتر آغاز کنند.


سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

من بیشر از دنیا !

اکنون دنیا خیلی به هم ریخته ! بدتر اینکه منم توی این دنیام . گاهی تاسف بار است که هیچ وقت پایانی در افق دیده نشود .


پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

از اینورا و اونورا

آدم باید خاکی باشه
 زیر خاکی اش قیمت نداره اصلن



اهر - 11 /2 /92 - دلیل : نا مشخص - از تصاویر گذری!


یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

انگشت ِ شست، هفتاد هشتاد نود صد

باور بفرمایید
تا وقتی ما خاب آلوده ایم هنوز ، راه به مقصد را نه مُخ و مُچه مان که انگشت شست دستمان نشان خاهد داد با بیخیالی و  همینجوری .


ویکتور هوگو



عجب !
...
کسی منو صدا زد ؟



جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

ادوارد دست قیچی / کارگردان: تیم برتون

نوه: برای چی برف میاد مادربزرگ؟ از کجا میاد؟
مادربزرگ: داستانش طولانیه عزیزم.
نوه: برام بگو.
مادربزرگ: امشب نه. بگیر بخواب.
نوه: خوابم نمیاد. برام بگو، خواهش می‌کنم.
مادربزرگ: باشه. بذار ببینم ... فکر کنم با قیچی شروع شد.
نوه: قیچی؟
مادربزرگ: انواع متفاوت قیچی وجود داره. و روزی مردی زندگی ‌می‌کرد که جای دستهاش قیچی داشت.
نوه: یه مرد؟
مادربزرگ: آره.
نوه: توی دستاش قیچی داشت؟
مادربزرگ: نه، دست قیچی بود. اون عمارت بالای تپه رو می‌شناسی؟
نوه: تسخیرشدست.
مادربزرگ: خب، خیلی وقت پیش یه مخترع اونجا زندگی می‌کرد. فکر کنم که همه چیز درست می‌کرد. اون حتی یک انسان درست کرد. براش قلب، مغز و همه چیز گذاشت؛ البته تقریبا همه چیز. میدونی، مخترع خیلی پیر بود. قبل از اینکه بتونه اون مرد رو کامل کنه، می‌میره. بنابراین اون مرد تنها گذاشته شد ... ناقص و بی‌کس.
نوه: اون اسم نداشت؟
مادربزرگ: معلومه که داشت. اسمش ادوارد بود.


از صفحۀ ف ب امید خاکپورنیا

پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

همسر داری


برای همۀ امور در اجتماع امروزی ، حداقل ِ اقل، مدرک دیپلم میخان ازت .
اما
برا همسرداری حتا مدرک سیکل و یا بیسواتی هم به منظور نیس (ء)


شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۲ ه‍.ش.

پدیدارشناسی انسان‌های موفق: تفاوت آدم‌های موفق با معمولی (5)

  چگونه در کارمان موفق شویم
تا الان سری مقالاتی که از وبلاگ "مجید زُهری" عزیز را که خاندم ، احساس کردم چنین آموزشی حداقل برای خودم بسیار با ارزش است از برای راهنمایی و طریقۀ موفقیت در کار و شغل ام ... برای همین تصمیم گرفتم این مطالب را در اینجا هم بیاورم تا شاید بدرد کسی هم بخورد !
 
 
خلاصه‌گرایی متمرکز یا آشفتگی وسیع‌؟
 
بر خلاف باور رایج که موفقیت انسان را در پرکاری او می‌داند، اصولاً آدم‌های موفق روی تعداد زیادی از مسائل فکر نمی‌کنند. آن‌ها تلاش خود را فقط به مسائل مهم زندگی خود خلاصه می‌کنند. این مختصرگرایی باعث می‌شود هم کیفیت مسائلی که به آن‌ می‌پردازند بالا برود، و هم قادر باشند آن‌ها را به سرانجام برسانند. به‌عبارتی، آدمی موفق است که فقط به موضوعات جدی اهمیت بدهد و بیخود دور خودش را با دغدغه‌های بی‌شمار و نامربوط پر نکند.

انسان معمولی در مقابل، ذهن خود را به‌‌دست مجموعه‌ی سنگینی از مصائب، دغدغه‌ها و بحران‌ها سپرده که گاه او را در خود فرومی‌بلعند و دیگر امکانی برای شروع-ادامه-خاتمه‌ی هر یک از این مسائل نمی‌گذارند. جالب این‌جاست که بسیاری از این مصائب/دغدغه‌ها/بحران‌ها اصلاً نقشی در زندگی او ندارند و آدم معمولی بی‌جهت خود را درگیر در آن‌ها کرده است! انسان معمولی به درگیری‌های ذهنی عادت کرده است و با مشغول‌کردن خود، به وقت‌گذرانی خود اعتبار و به زندگی‌ خود معنا می‌دهد.

انسان موفق با بی‌توجهی به حواشی زائد، فقط بر آن‌چیزی تمرکز می‌کند که با زندگی‌اش رابطه‌ی مستقیم دارد، آن‌هم یک به یک. انسان معمولی با بازکردن چند پرونده با هم، سرگردان در حاشیه‌هاست و اصولاً قدرت تمرکز بر هیچ چیز را به‌طور مشخص و پایا ندارد.

انسان معمولی از هزار کار فقط شمه‌ای می‌داند (یا گاه فکر می‌کند که می‌داند!) و آماده‌ی حضور در هر کاری است بدون این‌که تخصصی در آن داشته باشد؛ انسان موفق معدود کاری را می‌داند، اما تکمیل و تخصصی. انسان معمولی به هزار کار دست می‌زند و به هزار موضوع در آنِ واحد فکر می‌کند؛ انسان موفق فقط بر معدود کارهایی تمرکز می‌کند و دست می‌زند که در آن‌ها سررشته دارد و به زندگی‌اش مستقیم مربوط‌اند.

انسان موفق روی مسائل مهم کار می‌کند و انسان معمولی خود را فقط مشغول می‌کند تا کاری کرده باشد! به همین لحاظ است که درون ذهن آدمی معمولی، پرونده‌های باز و کارهای ناتمام، بی‌شمار پراکنده‌اند و این‌قدر روی هم تلنبار می‌شوند که خلاصی از آن‌ها دیگر ناممکن می‌شود.  انسان موفق در مقابل، هر روز در حال جشن‌گرفتن نتیجه‌ای است که از پایان هر یک از کارهایش می‌گیرد و هیچ کاری را بدون پایان کار قبلی شروع نمی‌کند.

به تکرار، تفاوت انسان موفق با معمولی در نظام فکری این‌دو است.
 
 قسمت اول (+) قسمت دوم(+) قسمت سوم (+) قسمت چهارم(+)